It is a strange sort of pain "to die of yearning for something you'll never experience"

Tuesday, May 19, 2009



مادرم می گوید جواد آقا گوشهایش نمی شنود
گناه دارد از این پله ها بالا بیاید
من سرم را تکان می دهم
من گریه ام می گیرد
برای جواد آقا که گناه دارد
و برای مادرم

Friday, May 01, 2009



Ave Maria

سر می چرخانم
به ناگاه
موسیقی از اتاق دیگر



به یاد می آورم
شب دیگری را
سالهای دور

در خیابانهای خالی میراندی
و گوش می دادم
تو اشکهای مرا ندیدی
دو قطره اشک تنها
به صدای مرد نابینا
محبوب ترین ورسیون من

دیرتر
لباس سبز پلاستیکی
تونل سفید پر صدا
من همه سوراخهای کوچک سقف را شمردم
بارها و بارها
به صدای غمگین ترین ورسیون باکره زیبا


تو را بسیار دلتنگم




- سال 88 و با چی شروع کردی؟
: با دلتنگی.
- ردیفی؟
: ...

Monday, December 01, 2008





آوار می شوم

چشمایم را کوچک می کنم
تو کوچک می شوی
اما
فاصله بی تغییر می ماند

آوار می شوی
می گذرم


می دانی که چگونه است

Thursday, October 02, 2008




Or meeting a familiar voice
Melted in her purse
Sharing a cabin; A Distance.

Or stop starting a piece with "or".

Act like no one's watching Areon!
Scrabble
Mumble
Smile

It's out there,
Go to Paris!

Saturday, March 22, 2008




- سال 87 و با چی شروع کردی؟
: با خشم.
- ردیفی؟
: تو چی فکر می کنی؟

Sunday, March 09, 2008



Not as we ..

She's back
I'm so happy.

Sunday, March 02, 2008




هیچ نمانده
غمهایم را در کیسه های کوچک ‍‍پلاستیکی می ریزم
و به کوچه می برم
حتی گربه ها هم به آنها نزدیک نمی شوند.

Thursday, January 17, 2008





فلس
فلس
فلس

دروغ
دروغ
دروغ

بوی فلسهای تنت در بند بند انگشتانم می دود
بوی ملافه های بی حجم ، اتاقهای سرد

کلمات
کلمات
کلمات
بيهوده می کوشم
می دانم
تاول هايم
را
درمانی
نيست.

Wednesday, December 26, 2007





سرد است اینجا
بوی تنهایی پستوی خانه قدیمیمان را می دهد گاهی
گیسوانم را نمی بینم
لبهایم ترک خورده و سیاه
چشمانم سبزتر
دستانم خالی

چیزی زیر پوستم می دود
حجم سنگینی که مرا نگاه داشته
دلم می خواهد بدوم
دلم می خواهد رگهایم را پر کنم از شکر
و بدوم
زیر آفتابی که اینجا نیست

همه چیز تکرار می شود
از نو.

Hypersmash.com